دوش در خواب به رویا نظری حاصل شد  / اختر سعد بیامد، سیهی باطل شد

همه ی شهر پر از خوبان بود  / به گمانم که قنیرستان بود

عجبا مُلک دگرگون شده بود  /  بس توجه به قنیرون* شده بود

القصه .....

گیج و مبهوت و ملنگ و بی ریا  /  قصه گفتم سوی عرش کبریا :

" ای خدا دنیا چه برگردان شده  /  پس چرا نام سوئیس امشب قنیرستان شده؟!

هر که سانسور میکند، چوب میزدند  /  حرف ناجور میزند، خوب می زدند

از ترافیک و چراغ و بوی دود  /  گویی اصلا هیچ آثاری نبود

گشت ارشاد و حجاب دختران  /  نیست بحثش کلا ً اندر این میان

بر اصول دیپلماسی سخت دارند اعتقاد  /  زورکی هم گر شده  باید نمائی انتقاد!

هر کجا را بنگری علم و است و دانش، ای عجب  /  دکترای هسته ای  حتی گرفته مش رجب

مسکن و نان و تورم؟ ... بی خیال  /  کل دنیا بر روند است و روال

این میان حتی بدون قیل و قال  /  کشته گشته دیو پیر اشتغال

پس خدا با من بگو حکمت کجاست؟  /  این قنیرستان دیروزیه ماست؟!"

ناگهان از آسمان آمد سروش  /  هاتف غیبی برآورد این خروش :

" سیستم دنیا قر و قاطی شده  /  فولدرتان با سوئیس انگار یه کم قاطی شده

احتمالا هست ویروسی به ویندوز جهان  /  پس بخواب ای بنده و این راز را بنما نهان

تا که یک آنتی ویروسی Run کنیم  /  هر چه بدبختیست را ما بر سرت ویران کنیم!"

 

*  قنیرون : پایتخت قنیرستان

پ.ن : ما که خودمان خسته شدیم از این همه مرخصی که نیرو هوایی لطف می کند به ما می دهد شما را نمیدانیم! کلاً از بیست و هفتم ماه پیش تا هفدهم فروردین چهار روز پادگان بودیم و خواهیم بود. حال می کنید؟! تازه در راستای شایسته سالاری که کل مملکت را از جا برداشته ما هم نظافت چی سالن غذاخوری شدیم. منتظر پیام های تبریک تان در روزنامه های کثیرالانتشار و وبلاگهایتان هستیم.

 


 

نوشته شده توسط قنبر قنیری در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 3:19 موضوع | لینک ثابت