خبرگزاری زنان قنیرستان قیزنا: در ادامه تبادل بستههای پیشنهادی بین قنیرستان و اتحادیه اروپا، به منظور تبادل فرهنگی، بسته پیشنهادی مسئولین رسانه مردمسالار "قی تی وی" برای هالیوود و فیلمسازان غربی پس از کلی کار کارشناسی آماده شد.در این بسته با اشاره به عدم رعایت شأن و مقام زن در سریالها و فیلمهای اونوری و عدم استفاده از سانسور جهت حذف صحنههای غیر اخلاقی، پیشنهاداتی نیز برای فرهنگ سازی در جهت حفظ بنیان خانواده و احترام به حقوق زنان ارائه گردیده که نظر شما را به تعدادی از آنها جلب میکنیم:
زنانی که نقش مثبت دارند دارای خصوصیاتی باشند از جمله:
1. خانه دار باشد یعنی در اکثر صحنهها در حال بشور بساب و پخت و پز باشد. متاسفانه در بیشتر فیلمهای غربی زنان موفق از صبح تا شب سر کار یا در دانشگاه در حال سر و کله زدن با مرد غریبه نشان داده میشود.
2. باگذشت باشد و اگر شوهرش سر ش هوو آورد با بزرگواری زن دوم را بپذیرد و اینقدر نق نزند! در این زمینه DVD سریالهایی مانند پیامک از دیار باقی، میوه ممنوعه، مسافری از هند و..... نیز به عنوان راهنما همراه این بسته ارسال میگردد!
3. وفادار باشد و اگر شوهرش هم به او خیانت کرد با سازش و محبت بیشتر او را شرمنده نماید.
4. پوشیده باشد چون مخاطب بسیاری از فیلمها مرد هستند و ممکن است با دیدن حدود بدن یک زن به گناه بیفتند البته اشکالی ندارد اگر گردی صورتش مثل بوم نقاشی پر از رنگ و روغن باشد! میتوانید هنگام پخش فیلم، آنرا کمرنگ یا سیاه و سفید کنید!
5. حرف گوش کن و مطیع امر پدر، برادر و شوهر باشند، متاسفانه گاهی دیده میشود زنان در حال مشاجره و دعوا و مطالبه حقوق قانونی خود هستند آمریکا و غرب باید بداندکه قانون بعضی جاها از جمله قنیرستان با همه دنیا فرق دارد و صحبت از حقی که وجود ندارد، برای زنان جهان سوم جنبه بدآموزی داشته و باعت ایجاد تشکلهای براندازی مانند کمپینگ یک میلیون امضا میشود.
6. اگر زن در فیلم نقش دختر مجرد را دارد خوب نیست اهل رفت و آمد و معاشرت و صحبت با پسرهای فامیل یا دانشگاه و محل کار باشد. باید به سرنوشت و بخت اعتقاد داشته باشد و بعد از چند تا ناز الکی و لبخند معصومانه به خواستگاری که از طریق ریش سفیدها معرفی شده پای سفره عقد بنشیند!
پی نوشت1: حال جهت تنویر افکار عمومی، این بسته پیشنهادی را مقایسه کنید با چهره زن نقش منفی در "قی تی وی" (نقل قول از وبلاگ dreamland):
مانتوی رنگی دارد. بیرون خانه کار میکند. خوشگل است. آرایش میکند. ناز و عشوه برای همکار مردش میآید. عصبانی که میشود داد میزند. به چشمان مرد نامحرم خیره میشود. زرنگ است و با کسانی رفت و آمد دارد که نه شوهرش هستند نه برادرش نه پدرش. خندههایش جلف است و سبک. خواستگارهایش را بدون دلیل رد می کند. عاشق پسری است که قرار است روزی بیاید خواستگاری. روی حرف پدرش حرف میزند. موزیک با صدای بلند گوش میکند. در اتاقش را محکم میبندد. شاد است و بدون دلیل میخندد. چشمانش را باریک میکند و نقشههای شیطانی در سر دارد. موقع فکر کردناش به چیزی، دیوارهای خانه قرمز میشود و صدای زوزهی گرگ میآید.
پی نوشت2: برای اینکه برادر قنبر دوباره به فمنیست بازی ما گیر ندهد پست بعدی را در مورد ارزش و جایگاه مرد در "قی تی وی" خواهم نوشت.
نوشته شده توسط قرناز قنیری در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 14:32 موضوع | لینک ثابت
قرناز خسته است از گاو بودن، از طنز و نطنز، لبخند و پوزخند، نظر و بی نظری، از عقیده و بی عقیدگی،
از قنبر که کار میکند فریاد میزند، مردود میشود و میترسد و از قرناز که میترسد، قبول میشود کار می کند و فریاد میزند.
از وطنی که مغز نمیخواهد و از مغزی که وطن ندارد.
از اصلاحگر شکست خورده و از شکست خورده اصلاحگر!
از معلمی که مضروب میشود و از ضاربی که معلم میشود!
از پدری که فرزند میکشد و فرزندی که پدر میکشد!
از پلیسی که به جای امنیت، آزار میدهد
از سربازی که به نام وطن با هموطن میجنگد.
از متدینی که عبادت میفروشد و بی دینی که آخرت میخرد!
از استادی که درس نمره میدهد و از دانشگاهی که علم میفروشد!
از مدیری که کارمند خود را با تملق غربال میکند و از ادارهای که با فریب اداره میشود.
از کارگر گرسنه قانع و از رئیس سیر معترض، از اعتراض و جواب اعتراض!
از دکتری که بعد از زندانی شدن، خودکشی میکند و دزدی که بعد از زندانی شدن فرار میکند!
از "قی تی وی" که به تکرار ازدواج مکرر را تبلیغ میکند و از رسانهای که مخاطب را تحمیق میکند.
از ورزشکاری که با انگیزه خدمت وارد سیاست میشود و از ورزش دوستی که میخواهد شهرش را قهرمانان اداره کنند!
از سیاسیونی که با وعدههای رنگین همشهریان امیدوار خود را میفریبند تا به مقام نمایندگی برسند و وقتی رسیدند ولی نعمت خود را از یاد میبرند!
از رانندهای که دق دل خود را از بنزین و گرانی بر سر مسافر بیچارهای که همانند خود اوست هوار میکند.
از پزشکی که برای نجات بیمار سوگند خورده اما غم نان دارد!
از زن خیانتکار، مرد هوسباز، عاشق ریاکار و دعوای سنگسار.
از برادر و خواهری که انگیزهاش از ادای تکلیف شرکت در انتخابات، یکسره کردن تکلیف قنیرستان و زدن تیر خلاص به مام میهن است! و عذرش برای عدم ادای تکلیف بی اثر بودن نتیجه!
از غافلانی که در لحظات بحرانی به هر راهی از چپ و راست که نیازموده باشند متوسل میشوند!
نوشته شده توسط قرناز قنیری در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 14:59 موضوع | لینک ثابت
اصولا گاو بودن فواید بسیاری دارد و گاو حیوان فوقالعاده ای است از آن جهت که از فرق سر تا نوک دم، سرشار از فایده است، اما در قنیرستان فواید گاو بودن از بقیه جاهای دنیا بیشتر است، در اینجا به طور مختصر به چند نمونه از فواید گاو بودن اشاره میکنیم:
نوشته شده توسط قرناز قنیری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 13:29 موضوع | لینک ثابت
با توجه به نزدیک شدن دور دوم انتصابات مجلس قنیرستان و جهت تنویر افکار عمومی و خنثی سازی سوء تبلیغهای دشمنان که سعی در دلسرد کردن ملت شریف قنیرستان دارند در این مبحث مقایسهای خواهیم داشت بین انتصابات ملی قنیرستان و انتخابات فرمایشی قارمیکا. بدیهی است این مقایسه میتواند رهنمودی باشد برای دولت فاسد قارمیکا در جلب آرای مردم!
1- قبل از همه چیز باید بدانید انتخابات مهمتر است یا انتصابات؟ در جوامع به اصطلاح دموکراتیک مثل قارمیکا ابتدا انتخاب کاندیدا توسط آحاد ملت انجام شده سپس کاندیداهای انتخاب شده توسط الکتورها به مقام مورد نظر منتصب میشوند اما از جایی که انتصاب مهمتر از انتخاب است* در قنیرستان این مسئولیت خطیر بر عهده ملت میباشد و چند نفر از روسای کشور در شورای محترم نگهدار ابتدا افراد مناسب را انتخاب میکنند بعد ملت در حرکتی نمادین افراد منتخب را در مسئولیتهای خود نصب میکنند.
*: (توضیح دموکراتیک قرناز: انتصاب وظیفه مدیران و رؤسا است و در قنیرستان ملت٬ مدیر و رئیس دولت هستند.)
2- در قارمیکا و جوامعی که ادعای دموکراسی دارند از یک سال قبل از انتخابات کاندیداها و احزاب شروع میکنند به ارائه برنامهها، اهداف و سیاستهای خود و با این کار مردم را درگیر انتخابات فرسایشی میکنند، (آخه یکی نیست به اینا بگه بابا مردم مگه بیکارند که هی بشینند تحلیل سیاسی کنند و برنامههای شما رو ارزیابی کنند.) اما در قنیرستان شور انتصاباتی حداکثر یک هفته قبل از روز انتصابات شروع شده در طی روز انتصابات به اوج خود رسیده و فردا به کل فروکش میکند (اینجوری هیجانش هم بیشتره و مردم بهتر جوگیر میشن و شور انتصاباتی مثل توپ توی دنیا صدا کرده و چشم حسودان و عنودان رو کور میکنه!)
3- اصلا چه معنی داره احزاب بیان برای مردم کاندیدا معرفی کنند؟ با این کار حق کاندیداهای مستقل و گمنام در انتخابات رعایت نخواهد شد. اتفاقاً افراد گمنام و کاندیداهای مستقل چون از دل ملت برخاستهاند با درد مردم آشناترند و از فسادهای مالی دورترند. فقط کم تجربهاند که آنهم با سعه صدر و تحمل ملت برطرف خواهد شد!
4- چهرههای سیاسی و احزاب باید کاندیداها را مورد حمایت خود قرار بدهند. چه اشکالی دارد که یک کاندیدا از طرف چند تا حزب یا گروه با دیدگاههای مختلف و بعضاً متضاد حمایت شود؟ این نشانه مردم داری آن فرد است نه دورویی.
5- در قنیرستان نیت افراد از کاندیداتوری در درجه اول قرب الهی و بعد خدمت به مردم است و کاندیداها فقط برای نوکری ملت اینطور دست و پا زده و تلاش میکنند و با هم رقابت دارند.
6- کاندیداهای قارمیکایی چرا به مردم وعده تقسیم ثروتهای ملی، وعده سیاحت و زیارت یا بهبود اوضاع اقتصادی را نمیدهند؟ پس مردم با چه دلخوشی پای صندوقهای رأی بیایند؟ در قنیرستان حتی مشهدی شعبان که از حوزه انتخابیه قرقوزآباد سفلی کاندیدا شده هم در پوسترهای خود به رفع تورم اشاره نموده!
7- کاندیداها در صورت انتصاب شدن یا نشدن باید از مسئولین ستادهای انتصاباتی خود به نحو شایستهای مثلاً با خرید خودرو یا ملک تقدیر و تشکر کنند که با تبلیغات خود برای آنها اعتبار و اعتماد کسب کردهاند.
8- رسانههای جمعی باید با الگو گرفتن از "قی تی وی" بتوانند حضور افراد مورد دار را که در سایر روزها با آنها برخورد شده یا مثلاً توسط گشت قرشاد دستگیر میشوند، در حوزههای انتصابیه به تصویر بکشند تا دنیا بداند انتصابات متعلق به همه مردم است و حتی مجرمان هم میتوانند سرنوشت ملت را رقم بزنند!
9- گردش به چپ در تمامی انتخاباتها و انتصاباتها باید ممنوع گردد. در قنیرستان کاندیداهایی که انحراف به چپ داشته باشند در هر مرحلهای که لو بروند توسط شورای محترم نگهدار از دور رقابتها حذف میشوند.
نوشته شده توسط قرناز قنیری در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 14:32 موضوع | لینک ثابت
استخدام در قنیرستان
اصولاً استخدام شدن در قنیرستان کار بسیار بسیار سادهای است چون در مملکت قنیرستان علاوه بر اینکه معضل بیکاری وجود ندارد، به لطف خدا هر کسی علاوه بر شغل اصلی خود شغل دوم، سوم، چهارم و .... هم دارد. این یعنی در قنیرستان به اندازهای اشتغالزایی شده که همه از بچه 3 ساله تا یپرمرد 103 ساله هر کدام 4،3 تا شغل دارند! اما خوب استخدام انواع مختلفی دارد. ساعتی، رسمی، قراردادی، پیمانی، پیمانکاری، خصوصی، نیمه خصوصی، غیر خصوصی! که خیلی فرقی با هم ندارند و در همه انواع استخدام همیشه حق با کارفرماست! استخدام در بعضی نهادها مثل شرکت نفت قنیرستان، هواپیمایی قنیرستان، "قی تی وی" و بعضی وزارتخانهها مخصوص از ما بهتران است و بدون استفاده از بند "پ" آنهم از نوع "پ" پر رنگ اصلاً فکرش را هم نکنید. برای استخدام در بعضی جاهای دیگر باید بعد از احراز تمام شرایط لازم، مدتهای مدیدی هم در صف تائید صلاحیت منتظر بمانید! این زمان ممکن است به قدری طولانی شود که کلاً قید استخدام را بزنید! (این مسئله تائید صلاحیت در قنیرستان خیلی جدی است و حتی برای خرید نان هم باید صلاحیت شما از طرف نانوایی محل تائید شود!) . بعضی از افراد خوش شانس که موفق به عبور از سد تائید صلاحیت میشوند اجازه دارند تا وقتی غلطی نکردهاند به کشور قنیرستان خدمت کنند به ثمن بخث! آنهایی هم که رد صلاحیت میشوند اگر مغز داشته باشند و فرار کنند که مشمول پدیده ننگین فرار مغزها میشوند و اگرنه از هیچگونه حق و حقوق شهروندی در قنیرستان برخوردار نیستند!
یک نوع جدید از استخدام در زمان اصلاحطلبان قنیرستانی مد شد که استخدام یا حتی پذیرش(در کنکور) با ستاره بود! این نوع استخدام برای رد صلاحیت شدگانی است که مشمول عفو قنیرستانی قرار گرفتهاند یا به اصطلاح هنوز امیدی به اصلاح آنها وجود دارد! (که البته خود من (قرناز) هم جزو این دسته بودهام) . پذیرفته شدگان ستاره دار در طول مدت خدمت یا تحصیل خود هر بار که یک غلطی بکنند دوباره ستاره میگیرند. مثلاً خود من الآن سرهنگ2 هستم، یکی از دوستانم تیمسار شده و قنبر نظافتچی در واقع سرتیپ قنبر قنیری است شاید هم بالاتر! (البته اگر نویسندگی در این قبلاگ لو بره من هم اگه ترور نشدم یک سرداری چیزی میشم!). افراد ستاره دار در طول مدت زمان خدمت خود شایستگی دریافت هیچگونه پست و مقامی را نخواهند داشت و در صورت رسیدن به حد نصاب ستاره ها، اخراج خواهند شد! در پایان یادآور میشوم برای استخدامهای قنیرستانی نباید خیلی سر و دست شکست، بهتر است در اطراف خود نگاهی به وضعیت بازنشستگان قبلاً استخدام شده بیندازید تا متوجه منظور نویسنده شوید. به فکر کسب و کار باشید و رونق بازار- هیکلها تپل و جیبها پر دلار!
نوشته شده توسط قرناز قنیری در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت
از مانتوهای هواشناسی تا مانتوهای هواپیمایی، نه این و نه آن، هم این و هم آن!
اوایل استخدام در یکی از دستگاهها که اتفاقاْ هم خانواده هواپیمایی و هواشناسی هم هست از بس به سر و لباسمون گیر داده بودند یک روز زدیم به سیم آخر و رفتیم توی یه مغازه مانتو فروشی و به فروشنده گفتیم یه مانتو گشاد بلند بده که منجوقدوزی یا گلدوزی نداشته باشه! اونم رفت و یکی از این مانتوهای کارشناسان هواشناسی "قی تی وی" برامون آورد که هیکلمونو لای چند توپ پارچه به خوبی استتار میکرد. خلاصه بعد از خرید مانتو هواشناسی تیپ اداره ما طوری شده بود که با اعتماد به نفس کامل جلوی گشت قرشاد ویراژ داده و حتی یکی دوبار براشون شکلک هم درآوردیم! اما جرات نداشتیم حتی یک نگاه نوی آینه به خودمان بیندازیم! یکبار هم که برای خرید رفتیم نمایندگی زارا از بس خوش تیپ بودیم فروشنده فکر کرده بود ما اومدیم دزدی و هر جا میرفتیم با احترام مشایعتمان میکرد!
اما از جایی که زمان دانشجویی یکی دوبار توی میتینگهای اصلاح طلبان قنیرستانی شرکت کرده بودیم و تنه مان به ایشان خورده بود، به دنبال اجرای اصلاحات در اداره پیشنهاد دادیم برامون لباس فرم بگیرند تا همه بفهمند اینهمه خوش تیپی که از ما تراوش میکنه به یه جایی ربط داره! القصه بعد از اینکه مسئول امور بانوان رفتند و به سلیقه خودشون برای همه مانتو خریدند و این مانتوها برای بعضی تنگ برای بعضی دیگه کوتاه یا بلند یا گشاد شد و صدای مسئولان هم دراومد، اینبار از سابقه دوستی با ایشان استفاده کرده روی مخشان کار کردیم که با یک مزون قرارداد ببندند که حداقل به اندازه خودمون لباس بدوزند و خیاط هواپیمایی را به ایشان پیشنهاد دادیم اما از جایی که نوع خاص حجاب هواپیمایی فقط در آسمان رواج دارد برای ما که از اهالی زمین بودیم مسئولانی که دفعه قبل غافلگیر شده بودند طرح دادند که حجابمان کمی گشادتر از هواپیمایی باشد چون به قول یکی از همکاران این لباس اگر زیبا باشد که ما نمیتوانیم بپوشیم! بیچاره خیاط کف کرده بود از تعجب و تأسف!
نتیجه کار مانتویی شد با مدل و دوخت هواپیمایی و در ابعاد هواشناسی!
به این میگن چند صدایی قنیرستانی که نظر همه طیفها در اون لحاظ شده!
جداً لذت نمیبرید از اینهمه دموکراسی؟!
پی نوشت قرناز: با کمال تأسف این داستان واقعی است!!!![]()
نوشته شده توسط قرناز قنیری در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 10:25 موضوع | لینک ثابت
یکی نیست به ما بگه چه نشستید که این همسایه هاتون دندون تیز کردند تا قنیرستان رو تیکه پاره کنند!
یکی نیست به ما بگه چی کار کنیم از دست این جمهوریهای قنبلستان و قارقوزستان و قنقوزستان و قوزیه که از اون بالا سهمشونو از دریا کندند و بردند، قفقانستان و قاکستان هم که هی دارند افیون و آواره و تروریست میریزن تو خاکمون و این کوچولو های تپل مپل عرب هم خلیج همیشه قنیر رو که بالا کشیدند حالا هم میخوان این جزیره ها رو به عنوان دسر میل کنند! از اون طرف هم که دشمن دیروز و کشور دوست و برادر امروز هم که انگار شده یک استان قنیرستان و علاوه بر برق و وامهای میلیاردی که گرفته، ردیف بودجه اختصاصیش از همین قیرون خودمون بیشتره!
یکی نیست به ما بگه چرا اون دوستای با معرفتمون که اینهمه ساختمون و راه و کارخانه و .... براشون ساختیم حتی نتونستند جلوی یه قطعنامه رو بگیرند! البته اینا همه شانس قنبر بدبخته که قراره تو جبهه های نبرد حق علیه باطل تیکه پاره بشه!
یکی نیست به ما بگه دوستی با قاوز و قیدل و قوتین و قینتائو، کی، کجا و چه جوری به درد ملت قنیرستان میخوره!
یکی نیست به ما بگه:
این دغل دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی
حالا که اینطور شد ما هم از همینجا اعلام میکنیم اصلا از همین الان ما هم با همه دنیا قهریم!
یکی نیست به ما بگه قرناز تاوان این حرفو تو نمیدی که اینقدر راحت حرف میزنی اون قنبر بدبخته که پس فردا باید بجنگه! خوب یکی نیست به قنبر بگه چشمت کور دندت نرم میخواستی پول بدی سربازیتو بخری! یا مثل غضنفر پارتی داشته باشی معافی بگیری در بری!
نوشته شده توسط قرناز قنیری در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 14:31 موضوع | لینک ثابت
سرویس اجتماعی خبرگزاری دانشجویان قنیرستان قیسنا:
پس از اجرای موفقیت آمیز و نتیجه بخش طرح سهمیه بندی سوخت در قنیرستان، وزارت علوم قنیرستان اعلام کرد برای اینکه در ادامه روند سهمیهبندی از وزارت نفت عقب نماند طرح سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش داوطلبان کنکور در دست بررسی است. (از این به بعد قراره ضریب جنسیتی اینجا هم اعمال بشه، در ضمن امکان افزایش ضریب جنسیتی تا سقف 100 در صد وجود داره.) در همین رابطه توجه شما را جلب میکنیم به تحلیل یکی از صاحبنظران جامعه شناسی و علوم اجتماعی آقای دکتر قنیرآبادی در مورد آثار مخرب ورود بانوان به دانشگاهها که از رادیو صدای قنیرستان (V.O.GH) پخش شده :
با عرض سلام خدمت ملت شریف قنیرستان
آقا مگه تا همین 100 سال پیش که خانمها مدرسه و دانشگاه نمیفتند اقتصاد مملکت فلج شده بود؟ اصلاً چه معنی داره زنها برن دانشگاه؟ این بی ناموس بازیها در شأن مقام والای بانوان قنیرستانی نیست. حالا چرا میگم بی ناموس بازی؟ ببینید شما تصور کن دخترت میره دانشگاه (اینها رو من از خودم نمیگم شما برین تو همه دانشگاهها همه این فجایع رو میتونید ببینید!) دختره میره تو دانشگاه با پسر تو یه کلاس میشینه بعد کم کم شروع میکنن با هم حرف زدن و جزوه رد و بدل کردن، ببینید شیطان از همینجا داره شروع میکنه به نفوذ کردن، بعد دیگه دختره روش باز شده میره دوست پسر هم میگیره! از بس تو دانشگاه با این پسرا معاشرت کرده دیگه اینجور چیزا براش عادی شده. با ده تا پسر صد تا پسر بگو بخند میکنه بیرون میره و ... نتیجه اش این میشه که دیگه دلش شوهر نمیخواد! تن به ازدواج نمیده در نتیجه آمار ازدواج میاد پائین و جامعه به فحشا کشیده میشه! پسرا هم زن گیرشون نمیاد معتاد میشن آخرش هم تو جوب میمیرن! حالا فرضاً هم این خانم بخواد بره ازدواج هم بکنه، میگه من تحصیلکرده شدم شوهرم باید اینطوری باشه اونطوری باشه، هر کسی رو نمیپسنده! بهونه میاره که ما حق طلاق نداریم میره کمپینگ تشکیل میده، امنیت ملی رو به خطر میندازه! اینا رو ما ریشه یابی کردیم ها دیدیم تمام مشکلات جوانهای ما در ازدواج، از همین دانشگاه رفتن دخترخانمها نشأت میگیره وگر نه که پول نداشتن و کار نداشتن و اینا همه بهانه اس! الحمدلله نرخ بیکاری رو در قنیرستان ما تونستیم به زیر صفر برسونیم چون مردم عوض یه دونه شغل هر کدوم 3،4 تا شغل دارند! خوب داشتم عرض میکردم که خانمها به ازدواج تن نمیدن چون دانشگاه رفتند و حالا مثلا بیشتر میفهمن]توضیح فمینیستی قرناز: البته که هرچی زنها کمتر بفهمند برای بعضیها بهتره
اينجانبان قنبر، غضنفر و قرناز قنيري بدينوسيله اعلام مينماييم که سياست هميشگي ما در اين سايت حرکتهاي « کوبنده و انفعالي» است. ما خيلي هفت خط هستيم! در يک کلام ما مرديم از بيشعوري
فهرست اصلی
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY