پیش نوشت : با خبر شدیم که فردی داریوش مهرجویی نام در پی مطالعه ی پست قبلی فیلمی ساخته با عنوان «گاو» که به هر تقدیر جای تأمل دارد که چگونه یک وبلاگ می تواند بر سینمای کشور تأثیر گذاشته و نسل نویی از فیلمسازان را به جامعه هنری معرفی نماید!
پس نوشت : یاران همراه، به اطلاع می رسانیم در تقسیمات صورت گرفته ما را فرستادند به «پایگاه شکاری اصفهان»! بنابراین اگر دیدید این مطبوعه را به قرناز سپردیم و از جانب ما اینجا تخته محسوب شد زیاد تعجب نفرمائید.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 3:4 موضوع | لینک ثابت
سرویس دام و اندیشه خبرگزاری دانشجویان قنیرستان – قیسنا : خواهران گرامی و برادران عزیز اگر از خواندن تیتر مطلب به وجنات و سکناتتان برخورده است همین حالا وبلاگ را ترک بفرمائید چرا که در سطور آتی بدتر از اینها در انتظار شما خواهد بود. خوانندگان جان، مطلب از این قرار است که ما در این دوره ای که در پادگان های نبرد حق علیه باطل دوره آموزشی را گذراندیم کلاً از دنیا بی خبر بودیم و به عبارت بهتر گاوی بودیم مستغرق در افکار و افعال خودمان. نه می دانستیم کی رفته مجلس، کی اصلاً می خواسته بره مجلس، کی حق اون یکی رو خورده، کی اون یکی حقشو خورده، چند تا دانشجو رو گرفتن، چند تا رو هنوز نگرفتن و نه می دانستیم نرخ تورم چند رقمی شده، نرخ بیکاری چند رقمی شده، تغییرات هر اونس طلا چقدر بوده، قیمت نفت دریای شمال تحویل در کانال سوئز در ماه مارس چند سنت بالا رفته و نه حتی برایمان مهم بود به فلان جا باختیم با فلانی مساوی کردیم و .... . اینها به خوبی و خوشی گذشت که جلوس مجدد نمودیم به منزل و سری به قنیرستان زدیم دیدیم این قرناز (سلام الله علیها) دوباره ترمز بریده و سیمرغ تیزپرواز عرصه ی سیاست ورزی در فضای مجازی شده. کمی که خواندیم دیدیم انگار دوباره دارد این قضایا روی اعصابمان راه میرود و با مشاهده ی یکی دو بخش خبری از «قی تی وی» بالاخص خبر یکسره حقیقت و صداقت «سی و بیست!» دانستیم قضیه در حال تشدید است. بنابر این تصمیم گرفتیم مجدداً به دوران گاویت خویش برگشته و این ملک و ملت و اعمال و اقوالشان را به حال خود واگذاریم که سعی در هر گونه تغییری به طنز و جد در این چراگاه آب در هاون کوبیدن است. بهتان برنخورد ولی تعداد گاوها در قنیرستان از نصف +1 فراتر رفته است شدیداً. بنابراین اگر می خواهید حالتان را بکنید باید همرنگ دنیا شوید. گوشها را کر کنید. چشم هایتان را کور. دهانتان را جز برای خوردن باز نکنید. رمز موفقیت و آسایش و شعار ما اینجا این باید باشد : « بیائید با هم بچریم» یا « به هم نچریم، با هم بچریم!» یا «چریدن حق مسلم ماست» یا یک چیزی توی این مایه ها .... .
پ.ن 1: اگر فکر می کنید ما از نتیجه انتخابات و این حرف ها سرخورده شده ایم باید بگوئیم زرررررشک. آنچه شما با عدسی تلسکوپ هابل میبینید ما چشم بسته اونم از پشت سر میبینیم! سخت نگیرید، دنیا آنقدرها هم که شما فکر می کنید سخت گیر نیست. بروید حالتان را بکنید بابا ...
پ.ن 2: آقا جایتان خالی ما سردوشی را گرفتیم. منتظریم و چشم به کرم(به فتح کاف و ر!) دوستان نهاجا تا ببینیم ما را به کدام جبهه اعزام مینمایند. ولی همین که لباس کادر به ما دادند تنمان کنیم خدا را یک دنیا سپاسگزاریم!
نوشته شده توسط قنبر قنیری در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 3:37 موضوع | لینک ثابت
دوش در خواب به رویا نظری حاصل شد / اختر سعد بیامد، سیهی باطل شد
همه ی شهر پر از خوبان بود / به گمانم که قنیرستان بود
عجبا مُلک دگرگون شده بود / بس توجه به قنیرون* شده بود
القصه .....
گیج و مبهوت و ملنگ و بی ریا / قصه گفتم سوی عرش کبریا :
" ای خدا دنیا چه برگردان شده / پس چرا نام سوئیس امشب قنیرستان شده؟!
هر که سانسور میکند، چوب میزدند / حرف ناجور میزند، خوب می زدند
از ترافیک و چراغ و بوی دود / گویی اصلا هیچ آثاری نبود
گشت ارشاد و حجاب دختران / نیست بحثش کلا ً اندر این میان
بر اصول دیپلماسی سخت دارند اعتقاد / زورکی هم گر شده باید نمائی انتقاد!
هر کجا را بنگری علم و است و دانش، ای عجب / دکترای هسته ای حتی گرفته مش رجب
مسکن و نان و تورم؟ ... بی خیال / کل دنیا بر روند است و روال
این میان حتی بدون قیل و قال / کشته گشته دیو پیر اشتغال
پس خدا با من بگو حکمت کجاست؟ / این قنیرستان دیروزیه ماست؟!"
ناگهان از آسمان آمد سروش / هاتف غیبی برآورد این خروش :
" سیستم دنیا قر و قاطی شده / فولدرتان با سوئیس انگار یه کم قاطی شده
احتمالا هست ویروسی به ویندوز جهان / پس بخواب ای بنده و این راز را بنما نهان
تا که یک آنتی ویروسی Run کنیم / هر چه بدبختیست را ما بر سرت ویران کنیم!"
* قنیرون : پایتخت قنیرستان
پ.ن : ما که خودمان خسته شدیم از این همه مرخصی که نیرو هوایی لطف می کند به ما می دهد شما را نمیدانیم! کلاً از بیست و هفتم ماه پیش تا هفدهم فروردین چهار روز پادگان بودیم و خواهیم بود. حال می کنید؟! تازه در راستای شایسته سالاری که کل مملکت را از جا برداشته ما هم نظافت چی سالن غذاخوری شدیم. منتظر پیام های تبریک تان در روزنامه های کثیرالانتشار و وبلاگهایتان هستیم.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 3:19 موضوع | لینک ثابت
سرویس نوروزی خبرگاری قنیرستان – قیرنا :خوب در اینجا تصمیم داریم نگاهی بیاندازیم به ویژه برنامه های تلویزیون قنیرستان «قی تی وی» جهت تحویل سال نو. عزیزی که شما باشید قطعاً کف می کنید از این موج سنگین شادی آفرینی ، بهجت زایی و خرسند سازی که از این برنامه ها تراوش می کند. اصلاً چه شادی و هیجانی از این بالاتر که تمام هنرپیشه های مملکت از کله سحر بیایند و به ترتیب و «به نوبه خود»(توجه : این به نوبه خود بسیار مهم است) فرا رسیدن این عید سعید باستانی را به تمام هموطنان و شیعیان و به خصوص مسلمانان این کره خاکی! تبریک بگویند. به این ها اضافه بفرمائید خودشیرینی های مجاز مجریان عزیز که بعضاً خودشان هم شرمنده حرکتشان می شوند. خوب مسلماً بعد از ابلاغ تبریک مهم ترین مساله ای که ذهن بیننده را متوجه خود ساخته است این است که : « الان چه کارهایی رو آماده پخش داری و مشغول چه کاری هستی؟» . هنرمند! عزیز هم بعد از ذکر این نکته که چند وقت است به علت گزیده کاری و حساسیت در انتخاب فیلم نامه ها کم کار بوده است لیستی بیست و پنج تایی از کارهایی که آماده پخش دارد و یا مشغول کار است ارائه می نماید که طیفی شامل برنامه کودک، گروه معارف، راز بقا، تله تئاتر تا اجرای برنامه های سیاسی و مسابقات را در بر می گیرد.
در اینجا رسیدیم به گل سر سبد برنامه ها، باید ببینیم خواننده عزیز برنامه(علیرضا افتخاری یا مجید اخشابی که هر دو لحاف تشکشان را دم در صدا و سیما پهن کرده اند) چه چیزی رو به عنوان هدیه پیشکش دلهای گرم بینندگان عزیز میکنند. خواننده در فورانی از دود و رقص نور جهان سومی به طرز خنده داری ترانه ای مجاز در باب معرفت، عشق الهی، وطن، رستم و انرژی صلح آمیز هسته ای را لب خوانی میکنند که واقعاً اگر این سرودها(نام مجاز آهنگ و ترانه!) را از دست بدهید نیم عمرتان بر فناست. بعد از آن نوبت به سری نوزدهم میهمانان عزیز می رسد که این بار شامل یک هنرپیشه ، دو کاراته کار سه وزنه بردار و نفر دوم کنکور سراسری انسانی 3 سال پیش می باشند. مجموع وقت اختصاص یافته به جمیع این عزیزان 45 ثانیه می باشد که مسلماً از سرشان هم زیاد است و به علت شیوایی کلام دوستان حدود 20 ثانیه هم وقت اضافه می آید.
و اما ارتباط تلفنیمون با یکی از هموطنان آذری هم حتما باید برقرار بشه تا ایشون هم به «لهجه شیرین اذری» یه بایرام مبارک السونی پیشکش خانه های پر مهر و صفای شما بفرمایند.
خوب به لحظات پر استرس تحویل سال نزدیک می شویم. اوج نظم، هماهنگی و دیسیپلین کاری. یکی دعا می خواند، یکی نقاره می زند یکی تفألی به حافظ زده خلاصه آقا چه نشسته ای که بدون اینکه یک توپی، ترقه ای فشفشه ای چیزی در شود شما از ننه آقایتان باید دائماً بپرسید تحویل شد؟ شد؟ نشد؟ انگار شد؟ ایناها بابا. .. نه هنوز... خلاصه برادران و خواهران این قصه کمدی- درام تر از این حرفهاست که در یک پست و دو پست بگنجد. باید خود نشست و دید و خندید.
پ.ن : به کوری چشم حسودان و عنودان از فردا یک شمال توپی می زنیم به بدن و از اونور یک راست برمی گردیم پادگان. از عرش تا فرش. یا علی.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت
پیش نوشت : آقا ما دوباره بر مواضع قبلی خود مبنی بر هتل بودن نیرو هوایی برای گذراندن دوران سربازی پافشاری می کنیم.
حوصله ی زیاد نوشتن نداریم فقط خواستیم تشکری بکنیم از شور و شعور ملت قنیرستان که با این تیریپ رای دادنشان سوژه ی طنز تمام وبلاگ های طنز را حداقل تا ۴ سال دیگر تامین کردند و نیازی نیست ما زیادی به خودمان فشار بیاوریم تا بخندیم. به قول ابراهیم رها احتمالا به تعداد کافی در این ۴ سال از اون بالا کفتر میایه!
نوشته شده توسط قنبر قنیری در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت
قنیر اسپورت : گوش شیطان کر پس از آنکه حتی قنیرستان نیز مصاحبه ای اختصاصی با خاویر قلمنته انجام داده بود و با فسخ قرارداد با وی ضایع شده بود اینبار سرمربی فوتبال قنیرستان انتخاب شد. کفاش پور رئیس فوتبال قنیرستان ضمن اعلام نام «دایی علی» افزود در نظر داریم یک مربی بزرگ خارجی را به عنوان کمک مربی به کادر اضافه کنیم. در این زمینه با چند نفر از جمله کاپلو، مورینیو، فرگوسن و ناصر ابراهیمی به توافقات ضمنی رسیدیم که احتمال عقد قرارداد با گزینه آخر بیشتر است. ضمناً دو آنالیزور و یک کاتالیزور نیز به زودی در کنار دایی علی مشغول به کار خواهند شد. در اولین تمرین تیم ملی تماشاگران استقبال زیادی از دایی به عمل آوردند و با شعار «توپ تانک فشفشه، دایی علی فش فشه» به تشویق وی پرداختند. سرمربی تیم ملی در کنفرانس خبری خود به خبرنگاران گفت : « به قولی ببخشید اگه ببخشید مهاجم به قولی گل نزنه ببخشید خودم به قولی مجبور میشم ببخشید بازی کنم!». قنیرستان و اذناب آن این انتخاب شایسته و بایسته را ببخشید به قولی تبریک گفته و از فدراسیون های فوتبال دنیا دعوت می نماید انتخاب سرمربی های خود را بصورت کنترات به آقای کفاش پور بسپارند.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 19:2 موضوع | لینک ثابت
توضیح غضنفر و قرناز : این مطلب از طریق شبکه پیچیده جاسوسی برادر قنبر به دستمان رسیده
قنبر قنیری ؛ سرویس خاطره سربازی خبرگزاری کار قنیرستان – قیلنا :
بدین وسیله آخرین اخبار و اطلاعات خودمان را از قلب مناطق نظامی و خط مقدم پادگان آموزشی برایتان ارسال می کنیم. به عرض حضور می رساند از روز اول که ما پا به این گلستان نهاده ایم جز احترام و ادب نسبت به خودمان هیچ ندیده ایم! چقدر عزت، چقدر ارج و قرب، چقدر مهر و صفا حاکم است بر این پادگان ما خدا می داند و بس. از قضای روزگار از همان روز اول این بخت بختک زده زد پس کله ما و میان این همه لباس نظامی زاررررت زدند و یکی از این تنبان های آبی طرح پلنگی نیروی مقدس هوایی را چپاندند به پایمان. اصلاً انقدر ما استتار شده بودیم که زنگ در منزل را که زدیم و ننه مان درب را باز نمودند گویی ما را رویت نمی کردند و هر چه داد می زدیم ننه مائیم آمده ایم مرخصی، بس که با محیط همرنگ بودیم متوجه ما نشده و در را بستند! آخر یکی نیست به این از خدا بی خبران بگوید که پدرناخوش فلسفه این تنبان های پلنگی در همه جای دنیا استتار نظامیان است، شما که با این شاهکاری که بر اندام ما پوشانده اید کاری کرده اید که ما در شلوغ ترین میادین شهری هم مثل گل قالی چشم هر تنابنده ای را می نوازیم که! به جان خودمان چهار تا از این شاخ و برگ ها می زدیم به سرمان کمتر تابلو بودیم (ایضاً بیشتر مستتر) تا این بساط که دلقک این و آنمان کرده است.... باری ؛ مرد را دردی اگر باشد خوش است!! ....
الغرض آقائی که شما باشید (و خانمی که شما باشید) ما از این به بعد برای خودمان یک پا « قنبر پلنگ » شده ایم آن هم از نوع آبی اش ... و چقدر البته شیک. به این هیبت، سر و کله مبارک و خوش فرم ما را نیز اضافه فرمائید که چونان تلالو مهتاب در آئینه مرداب می درخشد. از نظر سختی هم که می دانید کسی جرات ندارد به ما امر و نهی کند بس که ما درجه مان بالاست! خلاصه از صبح تا شب می نشینیم و سه تا سرباز وظیفه ما را باد می زنند و ما هر چی سرهنگ و خلبان و درجه دار و ... نیرو هوائی دارد را به خط می کنیم و بشین – پاشو می دهیم و پا مرغی و کلاغ پر!
فقط تنها غممان این است که اخیراً دوباره یاد عده ای افتاده که نظامیان در سیاست دخالت نکنند و گر نه چند توصیه انتخاباتی و مسلما اصولگرایانه (به مفهوم کلی اش بابا نه یک جریان خاص سیاسی!) داشتیم که لاجرم بی بهره می مانید. زیاده عرضی نیست. بازهم برای تمام سرداران رشید نیروهوائی دعا فرمائید.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت
به سلامتی سه کس
غریب و سرباز و بی کس
ای ایها الناس ، کارمندان، دانشجویان، کارگران و آحاد فوج فوج بیکاران ( که درصدتان فرتی دارد کم میشود به لطف آمار! ) در داخل و خارج قنیرستان. به عرض حضور می رساند این بنده ی سراپا تقصیر، گردن نهاده ی به حکم تقدیر، سرفراز در اوج ذلت، خادم ملک و ملت ، واعظ میکده و منبر ، خاک پای شما : قنبر ......... ( اینجا تن صدا رو بیارین پائین) به سربازی خواهم رفت. (دوباره برو بالا) آری عزیزان ، خطاب به آن کوردلانی که میگفتند قنبر مگه تو هم سربازی داری؟ میگویم : « زهی خیالات خام؛ دارم و دارم خوبشو دارم ... دارم و دارم و خوبشو دارم و دارم و ... » بس است عزیزان. عجب بابا. خواهرا اینور، برادرا اونور ...
عزیزان در این برهه ی حساس زمانی از نظر ما کائنات به دو دسته بیشتر تقسیم نمی شود : 1- موجوداتی که به سربازی می روند 2- موجوداتی که به سربازی نمی روند. ... ای بزرگواران ما خنده مان (ایضاً حرصمان) می گیرد هر وقت می بینیم این غضنفر فلان فلان شده کفالت پدر خود را که حتی قادر است یک دستی بالانس نیز بزند بعهده گرفته و اخذ معافیت کرده است. ما حاضریم شرط ببندیم ابوی گرام ایشان حتی آمادگی حضور در تیم فوتبال المپیک قنیرستان را هم دارد. آنوقت ما چون پدرمان شصت را پر نکرده باید پدرمان دربیاید؟! ای به زیر گل بروی شانس. به هر حال، ملت رشید قنیرستان ما قول می دهیم تا وقتی ترقه ای در نشده است و تقی به توقی نخورده است از مال و جان و ناموس شما تا آخرین قطره خونمان محافظت کنیم. اما به مویتان قسم اگر حتی سنگ ریزه ای از جانب ایادی کفر و استکبار این روسیاهان همیشگی تاریخ به جانب قنیرستان شلیک شد ، روی ما یکی حساب نکنید. ما بشخصه اولین نفری خواهیم بود که سلاح سرد و گرم و زیر و رو را بر زمین گذاشته و بر سبیل فتوت تسلیم نیروهای دشمن تا بن دندان مسلح خواهیم شد. اگر فکر کرده اید ما نارنجک به خودمان می بندیم می خوابیم زیر تانک یا به شکم روی سیم خاردار دراز می شویم تا ملت بیاید از روی کتف و #ون ما رد شوند و به مواضع دشمن فرضی حمله ور شوند عارض می شویم نه عزیزان از این برنامه ها در سیستم ماااا ...چی؟... بگید.... نیست. گفتیم که بعدها گلایه ای نباشد. از غضنفر و قرناز خواسته ایم کرکره ی این دکان را بر اثر فراخی مزاج پائین نکشند تا اگر توفیق شهادت دست نداد به آغوش گرم شما بازگردیم. هر چند سعی داریم مطالبی را بوسیله شبکه های چند لایه جاسوسیمان برایتان ارسال نمائیم. در پایان از شما خواستاریم به حق این شب عزیز(فرق ندارد این مطلب کی به عرضتان برسد. خدا را شکر چیزی که در قنیرستان زیاد است شب عزیز!) دعا کنید ما بتوانیم یک تافل تووووپی بدهیم در این مدت تا بلکه مشمول پدیده ی شوم « فرار طنزها » شویم. زیاده عرضی نیست.
بست ریگاردز
عبد المستدعی بالطافکم
القنبر القنیری
تاریخ اعزام به پادگان های نبرد حق علیه باطل : اسفند 86
خود پادگان نبرد حق علیه باطل : زرشک! از ما اسرار نظامی نشت نمیکند
نوشته شده توسط قنبر قنیری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت
جماعت حواستون باشه بازم درد «چپ» و «راست» نگيرين
براي يه لقمه نون حرص نزنين باز کره از ماست نگيرين
چشماتونو باز کنين باز نکنه خام بشين و وسط بازي برين
جوّ ِ اينکه آي ميون معرکه غوغايي بر پاست نگيرين
اگه روزي يکي هي داد ميزنه نفت ميارم به سفره تون
مجلس ختمتونه ؛ نفت چیه؟! حلواست. نگيرين
اگه ميخواين طبق قانون! به صلاحيت تون بر نخوره
برگه هاي ثبت نامي که واسه مجلس شوراست نگيرين
از قنيرستان و هر چي کشور پرت و پلاست دور و برش
اقامت حتي اگه ويزا تون امضاست نگيرين
دوره دوره ي جووناست، آقاجون هي به موهاش دست نزنين
ولي خيلي رو ندين! وقتي که زن خواست نگيرين
واسه ي مقصد بعدي بليط سير و سفر هر کي گرفت
اینجا ( دستپاچه نشين ) آخر دنياست. نگيرين
بيخيال همه دنيا شين و هرخوب و بدش رو همه بازي بدونين
توي هر مساله اي گير ندين، هي مو رو از ماست نگيرين
قدر امروز رو بدونين و خرابش نکنين بيخودکي
سر ِ جدّت ماتم اون چيزايي که واسه فرداست نگيرين
تيريپ زاري و گريه، تيريپ غصه واسه دنياي هيچ
بيخيال ِ «ت»، تو رو حضرت عباس نگيرين!!
قنیری گرماسیری
نوشته شده توسط قنبر قنیری در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 11:1 موضوع | لینک ثابت
برادران، خواهران و سایر قوم و خویش ها. اخطار میکنیم. نیش دهانتان را ببندید این مطلب کاملاً جدی است.... اینجانبان قنبر ، غضنفر و قرناز قنیری در پیشگاه شما سوگند یاد می کنیم ما اصولاً و فروعاً معنی کلمه سیاست را نمی دانیم. حتی اسمش را هم نشنیده ایم . اصلاً گوشه سمت راست بالای وبلاگ( درست زیر خلیج همیشه قنیر!) را ببینید : « ما خيلي هفت خط هستيم! در يک کلام ما مرديم از بيشعوري » . مشاهده فرمودید؟! اما چرا ما اینجوری خودمان را خیس کرده ایم ؟..... برخی از دوستان که به جان خواهر شوهر جاری عمه زاده ی مرحوم پدربزرگمان قسم از جان عزیزتر می داریمشان، در نظرات خود ضمن ابلاغ لطف و محبت عباراتی سخیف همچون « جراحی جامعه با طنز و زبان تیز!» یا « ترفند پیگیری سیاست از طریق طنز » و « بچه ها یه مطلب بزنید گند بگیرین به نمی دانیم چی چی نژاد! » و ... را بکار برده اند. صرفاً جهت تأکید بر ریقو بودن خودمان اعتراف می نماییم اینجانبان حتی از ترس چاقو انار را با پوست می خوریم! جراحی چی هست اصلاً؟!! عزیزان بازی با دم شیر مطلقاً ممنوع! (صابون این بساط یک بار به تن همین قنبر خورده و برای هفت پشتمان بس است) آنهم به قول زرویی نصرآباد عزیز :
بالاخص طنز را که هست مدام / پر از ایهام و نکته و ابهام
گر نویسی زکفش و دمپایی / باز برمیخورد به یک جایی
شب ، نویسی ز آدمی مرده / صبح ، بینی به « زنده » بر خورده
و نیز در مذمت تند و تیز نگاشتن است که:
اسب شد مبتلا به جفتک و #وز / اشتر آهسته میرود شب و روز
رفتم آهسته بنده تا مادرید / تند رفت آن یکی به قم نرسید!
مردم همیشه در صحنه قنیرستان(که هر وقت حضورتان در صحنه واقعاً لازم است پشت صحنه اید!) بدانید و آگاه باشید سیاست خوار مادر ندارد. این را برای همه تان گفتیم. اصولاً ما فکر می کنیم آنقدر زشتی و تلخی در رفتارهای رایج مردم قنیرستان هست که با شرح و استهزاء آنها دیگر نوبت به استیضاح سیاست و سیاست مدار .... چییییییی ؟! ... بگید .... (همه با هم:) نمی رسد! اگر خوب در مطالب دقت کرده باشید اگر چه گاهی (از منظر خود بی بخارمان!) کمی و شاید کمی بیشتر پدال گاز فشار داده شده است ولی مایه اصلی و آنچه اصولاً بدون رودربایستی می گوییم به تمسخر گرفته شده است خود مان بوده ایم. شما بوده اید. فرهنگ چاپلوسی، ریا، حماقت، ساده باوری، جوگیر شدن، بی خیالی، دروغ و اغراق و هزار کوفت و زهرمار دیگر و از همه مهم تر عادی جلوه دادن آنها قرون متمادی است بر این مردم حاکم است. چه فرقی کرده بی فرهنگی هایمان در زمان مادها با زمان قاجارها ، با .... ؟! همان چاپلوسی ها و نفهمی ها ادامه دارند. هنوز هم. بی تعارف، مشکل ماییم. (نمی دانید چه حالی داریم می کنیم الان در منبر مصلح اجتماعی!)
اینجانبان از کلمه فرهنگ سازی متنفریم. رودل می کنیم با شنیدش. بابا اگر قرار بود این صاحاب مرده ساخته شود تا حالا باید میشد. آمّا راهکار ما! ... با خود وعده کرده ایم اینجا در حد توان و با اولویت بهجت زایی! زشتی هایمان را به سخره بگیریم تا شاید(یعنی امیدواریم!) در پس لبخندی کوتاه کمی بهمان بر بخورد. تا شاید بعضی هایمان تلنگری بخوریم که چقدر برخی مناسباتمان به مضحکه نزدیک شده اند و از صبح تا شب جلویمان رژه می روند. در تلویزیون و روزنامه ها، خیابانها، در شهر و روستاها ملتی را میبینید که جدی ترین مسائل را به شوخی برگزار می کنند و انجا که باید جدی باشند و فکر کنند بی خیال می شوند و ساده انگار. بنای ما اینجا از ابتدا همین بوده. شما هم از ما شروع کنید. تا دلتان خواست در نظر خواهی این پست به ما فحش و فضیحت بدهید. به عبارت بهتر متلک بیاندازید. بعنوان نمونه ی تمرینی ما در اختیار شما. ای عزیزان بالا غیرتاً چیزدار نباشه فقط! اولیش رو هم خودمان با شجاعت و دلاوری همین جا میگذاریم تا فرهنگ(یا بی فرهنگی) بزدلی و خودسانسوری حاکم بر قنیرستان را با خاک و خون یکسان کنیم :
نظر فرستنده : قنیری ها ساعت: غضنفر Swatch - قنبر ساعت نداره اصلاً – قرناز Q&Q
خیلی بدبختید. سه تا ترسوی #وزو (اینو گفتیم که خط قرمز دستتان بیاید!) . آخه احمق ها کی شما رو اصلا آدم حساب میکنه و کار داره که اینجوری لجن گرفتین به خودتون؟ فکر کردین خبریه؟! غیر از خودتون کسی این خزعبلات رو می خونه فکر کردین؟! بمیرین بابا . میمونا . خوبه یه دلقک بیشتر نیستین. می ترسی ننویس خوب. زورت که نکردن! .... وب جالبی داری . با یه داستان عشقی آپم. سر بزن!
بسم ا... شروع کنید....
نوشته شده توسط قنبر قنیری در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 6:0 موضوع | لینک ثابت
سرویس روانشناسی خبرگزاری دانشجویان قنیرستان – قیسنا : طبق معمول بنا بر درخواست میلیونی ملت همیشه در صحنه قنیرستان مبنی بر یافتن معیاری برای تعیین سطح سلامت روحی و روانی، برآن شدیم تستی روانشناسی که از نظر اعتبار مو لای درزش نمی رود را به حضورتان تقدیم نمائیم. با پاسخ های صادقانه می توانید ارزیابی دقیقی از خود داشته باشید. در این تست تعدادی گزینه طنز به حضورتان تقدیم می گردد و شما باید عکس العمل خود را در مقابل آنها بسنجید.
- وقتی 90 درصد مراسم اختتامیه جشنواره فیلم قنیرستان که وزیر و وکیل در آن حضور دارند برای ملت قنیرستان قابل پخش نیست و حتی در اخبار موجود غریبی به نام بازیگر نقش اول زن را اصولاً رویت نمی کنید و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- اگر در یک روز برفی شما را به خاطر پوشیدن چکمه به دانشگاه راه نمی دهند ولی در کشور همسایه قنیرستان اعلام می شود هر کی می خواد چادر بپوشه هر کی می خواد مایو و جشن و افتخار و ذوقش را در قنیرستان به پا می کنند و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی در قنیرستان انتخابات در حد امتحانات شهریورماه مدارس برگزار می شود و می شنوید قنیرستان برای نظارت بر انتخابات کشوری که اصولاً بساط انتخابات را در دنیا راه انداخته اعلام آمادگی می کند و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می شنوید : « یکی دو سال پیش عده ای جوان دور هم جمع شدند و امسال موشک فرستادند فضا» و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می شنوید روزنامه قیهان به عنوان " منتقد دلسوز " جایزه گرفته است و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می شنوید معاون نوسازی مدارس لیسانس دامپروری دارد و منطقاً باید به نوسازی اصطبل و طویله بپردازد و یا اینکه در قرن بیست و یکم هر سال در قنیرستان جشن جمع آوری مدارس کپری برگزار می شود و دوباره سال بعد تکرار می شود و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- اگر با شنیدن ایده ی جداسازی کتاب درسی دختران و پسران خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می دانید طبیعتاً کارکرد و تأثیر یک ساز در صدای آن است ولی پخش تصویر آن ممنوع میشود و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می شنوید یک نشریه دانشجویی با تیراژ 150 نسخه مخل امنیت قنیرستان است و فرتی احکام مربوطه صادر می شود ولی بهرام قزایری از بچگی می رود دادگاه و فرار می کند و دوباره دادگاه و ... هیچ و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می بینید رئیس اصلی ورزش قنیرستان به زور می خواهد کاندیدای پستی پائین تر شود و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی برای دوستی با کشوری که 8 سال پدر قنیرستان را درآورده التماس می کنید و آنها هم تحویلتان نمی گیرند اما دوباره التماس می کنید و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی بچه های همه دنیا را می بینید که غیر از رقص و ساز و آواز ازچیز دیگری سر در نمی آورند و عمو پوقنگ در برنامه کودک قنیرستان برای نوزادان خارج فقه و اصول و مبانی مکاسب درس می دهد و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی برای ننه تان یک سطل ماست می خرید 2700 تومان و در راه برگشت تیتر با فونت 170روزنامه رسمی قنیرستان " کاهش شتاب تورم " را می بینید و شما خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
- وقتی می شنوید روزنامه ها، دانشگاه ها و سینما ها پایگاه دشمن شده اند و شما فردا روزنامه میخوانید و بعد از دانشگاه به سینما میروید اما احساس دشمنی با کسی ندارید و خنده تان نمی گیرد دچار افسردگی هستید.
نتیجه تست : خنده تان نمی گیرد؟! هر چه سریعتر به روانپزشکی حاذق مراجعه فرمایید. ایراد از شماست.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 16:23 موضوع | لینک ثابت
خود ساربان شد و کابینه در کنار / جان بر کف و همه پاکان روزگار
هر دستشان ید بیضا، انفاسشان امید / از بس روبان که به دستانشان برید!
« ما آمدیم و فتوحات میکنیم / هر جا کویر شده باغات میکنیم
انگور نه؟! ... همه را سیب میکنیم / فی الفور یک مصوّبه تصویب میکنیم
به به، بدو، خبرهای ه.س.ت.ه ای / در انتظار خطرها نشسته ای؟!
اصلا نترس برادر که چاقز* کنار ماست / پس نان خود بزن بدرون تغار ماست »
بس خلق سوووت کشیدند و کف زدند / شادانه رقص نمودند و دف زدند:
« از پشت ابر تو اصلا ً درآمدی / اِنقدر خووووب بودی و قبلا ً نیامدی؟؟!!
میسوزی این دل و هِی تفت میدهی / بر سفره بس که تو هِی نفت مینهی
حلّال مشکلات تمامی کائنات / قدت چو سرو و کلامت چنان نبات
ای ترجمان تمام متون گنگ / مارکوپولو به ره تو نهاده لنگ
دست از سر کچل ما، به**، بیافکنی / موئی نمانده که دیگر تو بکّنی
ما راچه با مطالعه در باب هولوکاست؟ / مائیم و آنچنان که تو گفتی تغار ماست
با امریکای لاتین کارمان نبود / مائیم و یک دل زخمی، کمی کبود
اینک تو هم به دل ما نمک نپاش / بامزّگی نکن و با نمک نباش
نایی برای خنده نمانده بجان تو / این هم دعا که بنده نمودم به جان تو
جانت سلامت و رأیت فزون کناد / ایزد هر آنچه تو خواهی همون کناد!!»
قنیری گرماسیری
* : رئیس قنزوئلا ** : بیخودی زور نزن! Beh: بهتر آنکه
پ.ن جدی : بسیار تلاش کرده ایم تا شعر از هر گونه توهین مبری باشد. اصولا از نظر قنیرستان طنز هر چیزی می تواند باشد غیر از توهین(آره خیر سر ننه آقا بزرگمون!). هرگونه برداشت تمسخرآمیز کمال بی انصافی دوستان خواهد بود. غرض حداکثر درد دل است دیگه خیلی بدفرم و سیاست زده بخوای حساب کنی دل درد که به اینصورت بروز نموده است!
نوشته شده توسط قنبر قنیری در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 5:58 موضوع | لینک ثابت
سرویس هنری خبرگزاری قنیرستان – قیرنا : درخواستهای زیادی رسیده بود که به تحلیل و بررسی موسیقی رپ در قنیرستان بپردازیم. در اجابت خواسته های شما متوجه شدیم این موسیقی در قنیرستان از ب بسم ا... تا کنون به پدیده ای هنری به نام کل کل محدود شده است. گروه های رپ در قنیرستان عمدتاً به 3 دسته ی زیرزمینی، رو زمینی و سیب زمینی تقسیم میشوند. در این بین دو ستاره رپ قنبر Dj و غضنفر ابلیس گوی سبقت را از رقبای خود ربوده اند. تصمیم داریم گوشه ای از آلبوم های این دو هنرمند را به نمایش بگذاریم. لطفاً هنگام خواندن متن به طور متناوب کله ی مبارک را عقب جلو کنید و اصطلاحاً هد بزنید تا فاز بگیرید و مفزوز شوید. نشینید مثل غزلیات حافظ بخونید! برو که بریم ...
دستها Up in the air ... دوپس.....دوپ .. دوپس ... دوپ ....
از آلبوم قنبر Dj : (Like a piece of shit) Published : 01-01-08
سلام احمقا این متن رپه ... بپا میخونینش نشین یدفعه چپه! ... اینجا عزیز ق نِی ر ِس تانه ... رپ خوندن ِ توش خودش یه داس تانه... آره، منم خداوند رپ : قنبر... غلط کرده هر کی گوش کنه غ ضن فر ... غضنفر فکر می کنی این هست حقت؟! ... برو ببینیم بابا ؛ #ون لقت ... میخوای رو کنم من جر- یانتو؟ ... آلبومهای شجری - یانتو؟! ... وقتی تو تو کوچه گردو میشکستی ... گیتار می زدم من یک دستی! ... من و پانی و سروش و جواد ِ یس اری ... میزنیم پوزتو ، داری کم می اری ...
از آلبوم غضنفر ابلیس : (Just shit; Just hate) Published : 01-01-08
آره، آره، آره قنبر ِ بوزینه ... این غضنفره داره بت میر#نه! ... الهه ی رپرها غ ضن فره ... سرویس میکنه دهنتو آی مسخره ... آخه مرتیکه این رپه تو خوندی؟! ... میبینم مثِ خر تو گل موندی! ... از موفقیت من داری میسوزی؟ ... واسه اینه که تو پیت هِی می#وزی؟! ... اون روزا که تو حمیرا میشنیدی ... باید بودی و حاجیتو می دی دی! ... حالا من و افشین و کامبیز و جاناتان گرت ... همه با هم دیگه می#ینیم سرت ....
توضیح قیرنا : طبق معمول جای توضیح باقی نمانده است!! خودتان ملاحظه فرمودید که این شاخه از موسیقی به چه دلیل جای خود را در بین جوانان قنیرستانی باز کرده است و می رود تا برای نخستین بار! به فتح قله های رفیع جهانی بیاندیشد.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 5:45 موضوع | لینک ثابت
اخیراً بعضی از عزیزان به ما طعنه می زنند که شیوه مان در نگارش مطالب طنز دیگر خریداری ندارد و ملت حال و حوصله اینکه اول فکر کنند بعد بخندند را ندارند. هر چند ما بدون توجه به این عناصر خودباخته و ردصلاحیت شده به راه خود ادامه می دهیم اما برای این که ثابت کنیم ما نیز بلدیم کاری کنیم که با هر گونه سرچ در گوگل نام ما هم بیاید این پست را تقدیم حضورتان می نماییم. کلیک نمائید و کیف کنید از این لینکهای زرد.
مشاهده فرمودید که ما در این سایت خدای لینک های زرد هستیم. پس در دهانتان را گل بگیرید تا ما کار خودمان را بکنیم. به سلامت.
نوشته شده توسط قنبر قنیری در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 7:8 موضوع | لینک ثابت
سرویس سرگرمی خبرگزاری کار قنیرستان – قیلنا: بدنبال درخواست گسترده و میلیونی مردم شریف قنیرستان از قیلنا ( کی به کیه بابا!) برآن شدیم تا نگاهی داشته باشیم ساختارافکنانه به این مقوله جدایی ناپذیر از فرهنگ انسان مدرن. اما متوجه شدیم شاید روشن کردن تلویزیون و تماشای «قی تی وی» و ذکر جملات رد و بدل شده در نمونه ای ازاین مسابقات ما را از هر تحلیلی خلاص می سازد…
پخش تیتراژ مسابقه که با یک نرم افزار گرافیکی پیشرفته (Paint) طراحی شده است خبر از شروع چنددقیقه هیجان و استرس به بیننده می دهد...
- مجری : گلم بودی ، گلم بودی ، گلم بودی ، گلم ، گل ... سلاااااام.
از همین ابتدا مجری فضا را صمیمانه می کند و شروع به شوخی با عوامل می کند.
- مجری ( در حالیکه مثلا با یکی از عوامل پشت دوربین صحبت میکند) : پدرام دماغتو بکش بالا حالمون به هم خورد! ببخشید دیگه پدرام در مصرف گاز زیادی صرفه جویی کرده و از پایین و بالا داره ازش آب میره... آقا شرکت کننده داریم ؟... الو؟ الوووو؟ هووووش!
- شرکت کننده (با صدایی خواب آلود) : سلام آقای قندفیلی . کمک کنید!
- مجری : سلام عزیزم. صدای تلویزیونتون رو ببندید. اسمتون چیه؟ از کجا تماس گرفتی با برنامه ی خودت؟
- ش : آخه همسایه ها خونمونن... رضا قذافی هستم از قنیرشهر ِ کرج. آقای قندفیلی اصلا کمک نمی کنید هاااا !
- م ( در حال خنده . این جمله پس از 18 سال هنوز به نظر مجری با مزه است) : آخه این تهیه کنندمون که خیلی گله ... مخلصیم عباسعلی جان... سر مو از تنم می کنه، بعدش از حقوق خودم کم میکنه ... هه هه هه هه
- ش : کمک کنید
- م : رایانه برو تو مسابقه ( صدای فیشششش ِ کار گرافیکی شنیده میشود). رضا جان انتخاب کن : 1 ، 2 یا 3 ؟
- ش : کمک کنید. به افتخار شبکه 1 گزینه 3
- م : بعععله ، شبکه 2 شبکه تو ، تو ، تو ، شبکه 2 ! .... خب ؛ سواله رضا جان ( اینجا صدای کمک کنید شرکت کننده بصورت موزیک متن در حال پخش است)... خوب دقت کن :
نویسنده کتاب مجمع الاطباء فی صدورامراضهم کیست؟
1- جیان فرانکو زولا 2- ماسیمو آمبروزینی 3-علامه شمس المتقلبین
- ش : کمک نمی کنید آقا قند فیلی؟!
- م : تهیه کننده کمک کنم؟ باشه ، رضا جان بچه ها می گن گزینه 1و2 نیست
- ش : پس کدومه؟!
- م : بخدا به منم نمی گن جواب ها رو! ، باشه تخفیف می دیم 5 امتیاز می دیم بهت... چه کنیم امروز تهیه کننده حالش خوبه... سوال بعد ....فیشششششش .... ( تصویر یک پل به نمایش در می آید ) رضا جان این چه پلیه؟ 1- پلیس 2- ژان پل سارتر 3- خواجو
- ش ( در عالم خود و با صدایی که دل هر گدائی رو هم ریش ریش میکنه ) : کمک کنید
- م : آخه این تهیه کنندمون سر منو می کنه، بعدش از حقوق خودم کم میکنه... هر هر هر ... خیلی سادست ... خ خ خ ... خواااا .... خواااا....
- ش : اصلا کمک نمی کنید به ما آقا قندفیلی.
- م : رضا جان اصلا تلویزیون دارین خونتون؟
- ش : نه ، ولی همسایمون رفته از خونشون آورده داره وصل می کنه . کمک کنید یه کم
- م : خوااااا....خواج ج ج ... خواج ج ج ...؟!
- ش : خاتون؟!!
- م : سگ خور... 5 امتیاز دیگه هم دوستان میگن بده .... روی پدرام دماغو رو که نمیشه زمین انداخت.
- ش : هوووووی پدرسگ مگه مرض داری. آقا ببخشید پسرمون تلویزیونو خاموش می کنه هِی.
- م : خدا نگهش داره. (تیریپ آموزنده) جداره ی پنجره ها رو درز گیری می کنه هیچ وقت؟! چیه اسمش؟
- ش : کمک کنید!!!
- م : بیخیال بابا... گه خوردم ... آقا رضای قذافی ِ گل ، 2تا 5 امتیاز داشتی 5 تا هم ما میذاریم روش میشه 18 امتیاز... 3250 تومن مبارکت باشه
در این لحظه صدای سوت و شوت و کف و مواد محترقه از تلفن به گوش میرسد
- ش ( با صدایی بغض آلود ) : بخدا باورم نمیشه ، اصلا فکرشو نمی کردم تا این مرحله بیام بالا... نذر کرده بودم اگه برنده شدم ننمو باش بفرستم زیارت حالا که خیالم تخت شد خودم می رم دوبی!.. کمک کنید.
- م : اصلا وقت نداریم تا .... ( تصویر قطع میشه )
دییینگ لینگ دی لی لینگ
لوبیا پلو با محسن ... باقالی پلو با .....
توضیح قیلنا : اصلاً جای توضیح می مونه خداوکیلی؟!
نوشته شده توسط قنبر قنیری در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت
سرویس مشاوره خبرگزاری کار قنیرستان – قیلنا : همانگونه که تمامی عزیزان مستحضرند در تمام شبکه های تلویزیونی دنیا برای امر مجری گری دارا بودن شرایط خاص فیزیکی و گذراندن تست ها و آزمون های مختلف معمول می باشد. در همین راستا سرویس مشاوره قیلنا بر آن شد تا جهت استفاده علاقمندان قنیرستانی برخی شرایط اصلی مجری گری و مجری مانی! در « قی تی وی » را بررسی نماید. این شرایط در 3 بخش شرایط عمومی، اختصاصی برادران و اختصاصی خواهران ارائه می گردد.
1- شرایط عمومی :
- مهمترین خصیصه شما جهت مجری گری عدم توانایی تان در تلفظ حداقل 23 حرف از حروف الفبا بصورت صحیح می باشد. در این میان تلفظ حرف « ر » بصورت « ل » از امتیاز بالایی برخوردر است. ( نمونه سوال : باید قادر باشید این جمله را در یک بررسی تاریخی اخبار 21 بگویید " اشلف پهلوی دل ملداد 32 لل بسیال بلجسته ای داشت" . یا بتوانید درباره " دول بین های دیجیتالی!" گزارش تهیه کنید.)
- باید در عرض کمتر از 10 دقیقه از حالت عروسی به حالت عزا در بیایید. البته نه آبکی ، باید قادر باشید مثلا از روحیه بشکن زدن درعروسی برادرتان به روحیه مراسم کفن و دفن ننه تان تغییر چهره و ادا-اصول بدهید. این قابلیت در طول سال به کرات در ایامی که جشن ها و سوگواری ها خورده اند تنگ هم به کارتان خواهد آمد.
- تسلط در بکار بردن « صفت » بدون اینکه قاطی کنید. دربرنامه های اجتماعی ارجحیت با صفاتی مثل عزیز، عزیز و ارجمند ، مهربانان همیشگی ، خواهر گلم ، یاران همدل و همراه ، شما نازنینان و ... می باشد. در بخش سیاسی صفاتی چون کریمه ، محبوب و مردمی ، نهم (تا می توانید از نهم استفاده کنید!) ، همیشه در صحنه ، غیور، آگاه و ... بسیار کاربردی و موثر است.