تبليغاتX
 قنیرستان
 

تشکر طنزنویسان از رای شما ملت قنیرستان!

پیش نوشت : آقا ما دوباره بر مواضع قبلی خود مبنی بر هتل بودن نیرو هوایی برای گذراندن دوران سربازی پافشاری می کنیم.

 حوصله ی زیاد نوشتن نداریم فقط خواستیم تشکری بکنیم از شور و شعور ملت قنیرستان که با این تیریپ رای دادنشان سوژه ی طنز تمام وبلاگ های طنز را حداقل تا ۴ سال دیگر تامین کردند و نیازی نیست ما زیادی به خودمان فشار بیاوریم تا بخندیم. به قول ابراهیم رها احتمالا به تعداد کافی در این ۴ سال از اون بالا کفتر میایه!


 

نوشته شده توسط قنبر قنیری در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت


یکی نیست به ما بگه....

یکی نیست به ما بگه چرا همه دنیا با ما لجند؟ نه جداً یکی نیست به ما بگه چرا همه دنیا با ما چپ افتادند و هی فرت فرت قطعنامه علیه مون تصویب میکنند؟! البته ما که میدونیم همه اش زیر سر این قارمیکاست که اصلا چشم نداره ببینه ملت قنیرستان داره پیشرفت میکنه. میبینند ما تو قنیرستان معادن با ارزش مس، آهن، روی، سرب، طلای زرد و سفید و از همه مهمتر طلای سیاه داریم و وضعیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مون هم که به کوری چشم دشمنان داریم ارتقا دادیم و از همه مهمتر هر چند روز یکبار هم مشت محکمی به دهان شرق و غرب میکوبیم راه افتادن همه دنیا رو علیه قنیرستان بسیج کردند که چی؟ اینا کیک زرد دارند یکی نیست به اینا بگه خوب اگه بلدین خودتون برین کیک بپزین چرا دیگه به ما گیر میدین!

یکی نیست به ما بگه چه نشستید که این همسایه هاتون دندون تیز کردند تا قنیرستان رو تیکه پاره کنند!

یکی نیست به ما بگه چی کار کنیم از دست این جمهوریهای قنبلستان و  قارقوزستان و قنقوزستان و قوزیه که از اون بالا سهمشونو از دریا کندند و بردند، قفقانستان و قاکستان هم که هی دارند افیون و آواره و تروریست میریزن تو خاکمون و این کوچولو های تپل مپل عرب هم خلیج همیشه قنیر رو که بالا کشیدند حالا هم میخوان این جزیره ها رو به عنوان دسر میل کنند! از اون طرف هم که دشمن دیروز و کشور دوست و برادر امروز هم که انگار شده یک استان قنیرستان و علاوه بر برق و وامهای میلیاردی که گرفته، ردیف بودجه اختصاصیش از همین قیرون خودمون بیشتره!

یکی نیست به ما بگه چرا اون دوستای با معرفتمون که اینهمه ساختمون و راه و کارخانه و .... براشون ساختیم حتی نتونستند جلوی یه قطعنامه رو بگیرند! البته اینا همه شانس قنبر بدبخته که قراره تو جبهه های نبرد حق علیه باطل تیکه پاره بشه!

یکی نیست به ما بگه دوستی با قاوز و قیدل و قوتین و قین­تائو، کی، کجا و چه جوری به درد ملت قنیرستان میخوره!

یکی نیست به ما بگه:

این دغل دوستان که می بینی                  مگسانند گرد شیرینی

حالا که اینطور شد ما هم از همینجا اعلام میکنیم اصلا از همین الان ما هم با همه دنیا قهریم!

یکی نیست به ما بگه قرناز تاوان این حرفو تو نمیدی که اینقدر راحت حرف میزنی اون قنبر بدبخته که پس فردا باید بجنگه! خوب یکی نیست به قنبر بگه چشمت کور دندت نرم میخواستی پول بدی سربازیتو بخری! یا مثل غضنفر پارتی داشته باشی معافی بگیری در بری!


 

نوشته شده توسط قرناز قنیری در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 14:31 موضوع | لینک ثابت


انتخاب «دایی علی» به عنوان سرمربی فوتبال قنیرستان

 

قنیر اسپورت : گوش شیطان کر پس از آنکه حتی قنیرستان نیز مصاحبه ای اختصاصی با خاویر قلمنته انجام داده بود و با فسخ قرارداد با وی ضایع شده بود اینبار سرمربی فوتبال قنیرستان انتخاب شد. کفاش پور رئیس فوتبال قنیرستان ضمن اعلام نام «دایی علی» افزود در نظر داریم یک مربی بزرگ خارجی را به عنوان کمک مربی به کادر اضافه کنیم. در این زمینه با چند نفر از جمله کاپلو، مورینیو، فرگوسن و ناصر ابراهیمی به توافقات ضمنی رسیدیم که احتمال عقد قرارداد با گزینه آخر بیشتر است. ضمناً دو آنالیزور و یک کاتالیزور نیز به زودی در کنار دایی علی مشغول به کار خواهند شد. در اولین تمرین تیم ملی تماشاگران استقبال زیادی از دایی به عمل آوردند و با شعار «توپ تانک فشفشه، دایی علی فش فشه» به تشویق وی پرداختند. سرمربی تیم ملی در کنفرانس خبری خود به خبرنگاران گفت : « به قولی ببخشید اگه ببخشید مهاجم به قولی گل نزنه ببخشید خودم به قولی مجبور میشم ببخشید بازی کنم!». قنیرستان و اذناب آن این انتخاب شایسته و بایسته را ببخشید به قولی تبریک گفته و از فدراسیون های فوتبال دنیا دعوت می نماید انتخاب سرمربی های خود را بصورت کنترات به آقای کفاش پور بسپارند.


 

نوشته شده توسط قنبر قنیری در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 19:2 موضوع | لینک ثابت


سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها

سرویس اجتماعی خبرگزاری دانشجویان قنیرستان قیسنا:

پس از اجرای موفقیت آمیز و نتیجه بخش طرح سهمیه بندی سوخت در قنیرستان، وزارت علوم قنیرستان اعلام کرد برای اینکه در ادامه روند سهمیه­بندی از وزارت نفت عقب نماند طرح سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش داوطلبان کنکور در دست بررسی است. (از این به بعد قراره ضریب جنسیتی اینجا هم اعمال بشه، در ضمن امکان افزایش ضریب جنسیتی تا سقف 100 در صد وجود داره.) در همین رابطه توجه شما را جلب می­کنیم به تحلیل یکی از صاحبنظران جامعه شناسی و علوم اجتماعی آقای دکتر قنیرآبادی در مورد آثار مخرب ورود بانوان به دانشگاهها که از رادیو صدای قنیرستان (V.O.GH) پخش شده :

با عرض سلام خدمت ملت شریف قنیرستان

آقا مگه تا همین 100 سال پیش که خانمها مدرسه و دانشگاه نمی­فتند اقتصاد مملکت فلج شده بود؟ اصلاً چه معنی داره زنها برن دانشگاه؟ این بی ناموس بازیها در شأن مقام والای بانوان قنیرستانی نیست. حالا چرا میگم بی ناموس بازی؟ ببینید شما تصور کن دخترت میره دانشگاه (اینها رو من از خودم نمیگم شما برین تو همه دانشگاهها همه این فجایع رو میتونید ببینید!) دختره میره تو دانشگاه با پسر تو یه کلاس میشینه بعد کم کم شروع میکنن با هم حرف زدن و جزوه رد و بدل کردن، ببینید شیطان از همینجا داره شروع میکنه به نفوذ کردن، بعد دیگه دختره روش باز شده میره دوست پسر هم میگیره! از بس تو دانشگاه با این پسرا معاشرت کرده دیگه اینجور چیزا براش عادی شده. با ده تا پسر صد تا پسر بگو بخند میکنه بیرون میره و ... نتیجه اش این میشه که دیگه دلش شوهر نمی­خواد! تن به ازدواج نمی­ده در نتیجه آمار ازدواج میاد پائین و جامعه به فحشا کشیده می­شه! پسرا هم زن گیرشون نمیاد معتاد میشن آخرش هم تو جوب میمیرن! حالا فرضاً هم این خانم بخواد بره ازدواج هم بکنه، میگه من تحصیلکرده شدم شوهرم باید اینطوری باشه اونطوری باشه، هر کسی رو نمی­پسنده! بهونه میاره که ما حق طلاق نداریم میره کمپینگ تشکیل میده، امنیت ملی رو به خطر میندازه! اینا رو ما ریشه یابی کردیم ها دیدیم تمام مشکلات جوانهای ما در ازدواج، از همین دانشگاه رفتن دخترخانمها نشأت میگیره وگر نه که پول نداشتن و کار نداشتن و اینا همه بهانه اس! الحمدلله نرخ بیکاری رو در قنیرستان ما تونستیم به زیر صفر برسونیم چون مردم عوض یه دونه شغل هر کدوم 3،4 تا شغل دارند! خوب داشتم عرض میکردم که خانمها به ازدواج تن نمیدن چون دانشگاه رفتند و حالا مثلا بیشتر میفهمن]توضیح فمینیستی قرناز: البته که هرچی زنها کمتر بفهمند برای بعضیها بهتره![ اونایی هم که ازدواج میکنن حالا چون دانشگاه رفتند و مهندس شدند در شأن خودشون نمیدونند بچه داری و خانه داری بکنند. از همه بدتر اینه که دخترایی که از دانشگاه دراومدن حالا دلشون می­خواد برن بیرون از خونه در محیطهای مردانه کار هم بکنند، در نتیجه گل پسرها کار گیرشون نمیاد و کار به جایی می­رسه که مجبور میشن بشینن تو خونه ظرف بشورند، رخت بشورند و آشپزی کنند. پس در نتیجه این دانشگاه رفتن دخترخانمها عامل اصلی تمام فساد، فحشا و بدبختی نسل امروز جامعه ما است! ما این سهمیه بندی رو به امید خدا در صدد هستیم اجرا بکنیم تا اینکه در چند سال آینده ان شاء ا... بتونیم پای دخترا رو از دانشگاه و اجتماع ببریم و اونا رو به جایگاه والاشون برگردونیم! و قنیرستان رو به تعالی برسونیم.

 


 

نوشته شده توسط قرناز قنیری در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت


خاطره شماره 1 ارسالی قنبر از پادگان : قنبر پلنگ می شود

 

توضیح غضنفر و قرناز : این مطلب از طریق شبکه پیچیده جاسوسی برادر قنبر به دستمان رسیده

قنبر قنیری ؛ سرویس خاطره سربازی خبرگزاری کار قنیرستان – قیلنا :

  بدین وسیله آخرین اخبار و اطلاعات خودمان را از قلب مناطق نظامی و خط مقدم پادگان آموزشی برایتان ارسال می کنیم. به عرض حضور می رساند از روز اول که ما پا به این گلستان نهاده ایم جز احترام و ادب نسبت به خودمان هیچ ندیده ایم! چقدر عزت، چقدر ارج و قرب، چقدر مهر و صفا حاکم است بر این پادگان ما خدا می داند و بس. از قضای روزگار از همان روز اول این بخت بختک زده زد پس کله ما و میان این همه لباس نظامی زاررررت زدند و یکی از این تنبان های آبی طرح پلنگی نیروی مقدس هوایی را چپاندند به پایمان. اصلاً انقدر ما استتار شده بودیم که زنگ در منزل را که زدیم و ننه مان درب را باز نمودند گویی ما را رویت نمی کردند و هر چه داد می زدیم ننه مائیم آمده ایم مرخصی،  بس که با محیط همرنگ بودیم متوجه ما نشده و در را بستند!  آخر یکی نیست به این از خدا بی خبران بگوید که پدرناخوش فلسفه این تنبان های پلنگی در همه جای دنیا استتار نظامیان است، شما که با این شاهکاری که بر اندام ما پوشانده اید کاری کرده اید که ما در شلوغ ترین میادین شهری هم مثل گل قالی چشم هر تنابنده ای را می نوازیم که! به جان خودمان چهار تا از این شاخ و برگ ها می زدیم به سرمان کمتر تابلو بودیم (ایضاً بیشتر مستتر) تا این بساط که دلقک این و آنمان کرده است....  باری ؛ مرد را دردی اگر باشد خوش است!! ....

  الغرض آقائی که شما باشید (و خانمی که شما باشید) ما از این به بعد برای خودمان یک پا « قنبر پلنگ » شده ایم آن هم از نوع آبی اش ... و چقدر البته شیک. به این هیبت، سر و کله مبارک و خوش فرم ما را نیز اضافه فرمائید که چونان تلالو مهتاب در آئینه مرداب می درخشد. از نظر سختی هم که می دانید کسی جرات ندارد به ما امر و نهی کند بس که ما درجه مان بالاست! خلاصه از صبح تا شب می نشینیم و سه تا سرباز وظیفه ما را باد می زنند و ما هر چی سرهنگ و خلبان و درجه دار و ... نیرو هوائی دارد را به خط می کنیم و بشین – پاشو می دهیم و پا مرغی و کلاغ پر!

 فقط تنها غممان این است که اخیراً دوباره یاد عده ای افتاده که نظامیان در سیاست دخالت نکنند و گر نه چند توصیه انتخاباتی و مسلما اصولگرایانه (به مفهوم کلی اش بابا نه یک جریان خاص سیاسی!) داشتیم که لاجرم بی بهره می مانید. زیاده عرضی نیست. بازهم برای تمام سرداران رشید نیروهوائی دعا فرمائید.

 


 

نوشته شده توسط قنبر قنیری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت


جمع آوری ماهواره ها از مدار زمین

متن مصاحبه قرزاد حسني با رئيس پليس قنيرستان در مورد جمع آوري ماهواره ها از مدار زمین

 

قرزاد : سردار جون بی مقدمه می­خوایم بریم سر اصل مطلب چطور شد که یهو به این نتیجه رسیدید؟

سردار : اولا که برادر قرزاد ما همچین یهو هم به این نتیجه نرسیدیم کلی در این مورد تحقیق کردیم از ملت شریف قنیرستان نظر سنجی کردیم و کار کارشناسی انجام دادیم که متاسفانه هیچ کس در جریان نبود.

قرزاد: سردار، اینم بخشی از همون طرح امنیت اخلاق قنیرستانیه یا اصلا قضیه اش فرق میکنه؟

سردار: ببینید این فضای مسموم شایسته ملت با فرهنگ قنیرستان نیست. جلوی امواج رادیویی و ماهواره ای تهاجم فرهنگی رو هم که نمیشه گرفت. ما می­خوایم اخلاق قنیرستانی رو جهانی کنیم. همین «قی تی وی» خودمون برنامه­های بسیار جالب و وزینی داره که واقعاً من حیفم میاد دنیا ازش بی نصیب بمونه. اصلاً باید مردم قارمیکا 2 تا از همین سریال های تولید مراکز استانهای ما رو ببینند تا بفهمند برنامه تلویزیونی یعنی چی.

قرزاد: خب آخه سردار جون قربون اون شکل ماهت برم این جمع آوری ماهواره ها از فضا همچین کار ساده ای به نظر نمی­رسه ها، همون جمع آوری آنتنها از پشت بومها بهتر نبود؟

سردار: خب ببینید آقای قرزاد خان اینکه میگم ما کار کارشناسی انجام دادیم شما در جریان نبودید همینه دیگه ما هم اولش اومدیم در چند مرحله این آنتنها رو از پشت بومها جمع کردیم اما دیدیم این کار فایده ای نداره هر چی ما از این طرف جمع میکنیم فردا صبحش مثل قارچ دوباره در میومد این کاسه هاش. مثل فیلم زیبا و فرهنگی « گودزیلا در برابر گیدورا» بود هر چی این مادر مرده سر گیدورا رو میزد پدرسوخته دوباره چهار تا گردن دیگه در می آورد. این بود که به قول شاعر که میگه:

ای سلیم آب ز سرچشمه ببند         که چو پر شد نتوان بستن جوی

دیدیم حکایت ما هم همینه هی این جویها رو میبندیم قارمیکا و ایادی کفر از اون طرف پرش میکنن اصلا قبح ماهواره در قنیرستان ریخته شده. این شد که ما تصمیم گرفتیم یا بینندگان ماهواره رو جمع آوری کنیم! یا کلاً فرستنده­ های ماهواره رو از فضا جمع بکنیم. که نهایتاً دومی تصویب شد.

قرزاد : سردار جون، خوشگلم، گلم، عزیزم، آخه اینطوری که نمیشه این فرستنده ها مال ما نیستند که بریم جمعشون کنیم فردا صاحباش میان پدرمونو در میارن.

سردار: نه برادر قرزاد اصلا هم این حرفا نیست اینا تبلیغاتیه که غربیها و مخصوصاً قارمیکائیها راه انداختن برای اینکه ما رو بترسونن. مگه اون آنتنهایی که ما از پشت بومها جمع میکردیم مال ما بودند؟ صاحباش چی کارمون کردند؟ تازه جریمه هم پرداخت کردند.

قرزاد : خب یک مشکل دیگه باقی میمونه اونم اینه که کی میخواد این کارو انجام بده؟

سردار: ببین برادر قرزاد ما رو دست کم گرفتی، شاعر میگه :

ما همونیم(2بار)     که میتونیم(2بار)    کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم    ما رو دست کم نگیر(2بار)!

ما برای این کار نیروی آموزش دیده زبده هم داریم. تازه موشکش رو هم فرستادیم هوا!! ما حتی موفق شدیم کادوهای ولنتاین رو از مغازه هاجمع آوری کنیم ، ماهواره جمع کردن از مدار زمین که آب خوردنه.

قرزاد: ببین سردار جون، جیگر طلا، اگه ملت قنیرستان با فرهنگند و با شعور و عاقل که خودشون حتما میفهمند چه برنامه­هایی رو ببینند. این کارا لازم نیست که عزیز من.

سردار: برادر قرزاد من میگم اصلا در شأن جامعه قنیرستان نیست که این امواج مستهجن در فضای اون پخش بشه. بعدشم برادر، شما از این الفاظ استفاده میکنی من میترسم نکنه خدای نکرده شما هم تحت تأثیر این برنامه­های ماهواره به من نظر داشته باشی! و ما مجبور شیم جمع آوریت کنیم!

 


 

نوشته شده توسط قرناز قنیری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 15:4 موضوع | لینک ثابت


خطر در کمین است!

 

بازهم پژوهشکده «روقان» افتخار آفرید! (تخصصی؛ برای پزشکان قنیرستانی. عمراً اگه چرت باشه!)

 سرویس چرت نویسی خبرگزاری کار قنیرستان – قیلنا : از آنجا که به نویسندگان این وبلاگ دائما این ایراد گرفته می شود که : "بابا آخه مسخره بازی و لوده گری تا کِی؟ تا کِی می خواید به این و اون گیر بدین ؟"  این پست رو که  کاملا علمی است و بر مبنای مطالعات جدید پژوهشگران پژوهشکده «روقان» نوشته شده است تقدیم می کنیم. این مقاله پزشکی – زرشکی توسط دکتر غضنفر قنیری در هشتمین المپیاد ورزش های بومی محلی ماساچوست ارائه گردیده است و مملو از لغات تخصصی است!. دانشمندان جوان کشورمان برای نخستین بار موفق به کشف بیماری جدید و خطرناکی شده اند که به شدت و به سرعت در حال گسترش است و در آینده ای نه چندان دور ، بلای خانمان سوز جوامع بشری خواهد بود. ویروس یا شاید باکتری خطرناکی (ماهیت این بیماری هنوز برای نخستین بار کشف نشده است) که هنوز اسم گذاری نشده ، در میان نمونه هایی از کودکان مدرسه ابتدائی «علامه قنیری» دیده شده است. این عامل بیماری بر نقاطی از مغز اثر گذاشته و فعالیت اون رو سریع تر از قسمت های دیگه میکند. به همین علت این بیماری رو «سندروم فعالیت پیش از حد»  یا به اختصار  ، PATS ، (PreAction-Time Syndrome) نامیده اند. از نشانه های این بیماری اینه که فرد بیمار، بعضی از کارها رو زودتر از موعد انجام میدهد. مثلا ، فرد قبل ازخوردن نوشابه گازدار ،بادگلو در مینماید یا اینکه فرد 3 تا 4 دقیقه قبل از رسیدن به دستشوئی (هر کجا که باشد مهم نیست، آسمان مال من است) در همانجا نشسته یا ایستاده  و خودش رو راحت و مارو ناراحت میکنه که ممکن است زیاد جدی به نظر نرسد ولی در موارد پیشرفته بیماری (حیف که از ذکر عوارض بیماری در برخی سیاست مداران معذوریم!) ، قبل از اینکه فرد چیزی برای دفع داشته باشه میره و ساعت ها توی دستشوئی می شینه که این کار، علاوه بر آسیب های جبران ناپذیر به ستون فقرات و لگن ، به علت زور زدن های بی نتیجه و مذبوحانه، بیمار رو دچار «لَختی درجداره دهانه بالائی رحم» (در صورت مؤنث بودن بیمار) (Uterus` Upper Wall Gate Limpness) یا «از کار افتادن ترموستات طرف» (در صورت مذکر بودن بیمار) Thermostate`s Failure)) مینماید که هر کدام از این بیماری ها باعث می شود قربانی موفق به اخذ  عقامت خود گردد (یعنی عقیم شود) .در دیگر موارد ، حتی دیده شده فرد خیلی مبتلا قبل از احساس پر شدگی بینی , دست در اون بکنه  و چون چیزی پیدا نمی کنه ، اونقدر ور بره که نوک انگشتش به مغزش برسه و اون رو خراش بده که در این مواقع باعث بروز بیماری «مغز خراشیده توسط دست نشسته» یا به اختصار!  Scratched Brain by UnWashed Hand  بشه که همه می دانیم این بیماری چقدر مُهلک است و چه مرگ دردناکی در انتظار قربانی است.

راههای پیشگیری از این بیماری معلوم نیست ولی چند توصیه بهداشتی در این زمینه می تواند مؤثر باشد.

1- تبدیل سرویس های بهداشتی از قنیرستانی به فرنگی تا اگر نمی توان از بروز بیماری «لَختی درجداره دهانه بالائی رحم» یا «از کار افتادن ترموستات » طرف جلوگیری کرد ، حداقل از بروز صدمه به ستون فقرات و لگن طرف و لگن توالت جلوگیری شود.

2- در همه سرویس های بهداشتی شهر ، به میزان زیاد ، صابون مایع در دسترس شهروندان عزیز قرار بگیرد تا در صورت ابتلا به عامل بیماری PATS حداقل فرد دچار بیماری «مغز خراشیده توسط دست شسته» شود که نوع خوش خیم و ملایم تری از «مغز خراشیده توسط دست نشسته» می باشد.این نوع خوش خیم ، با تب و تشنج و خروج کف و خون از تمامی سوراخ های بدن بیمار همراه است و در نهایت ، فرد پس از کشتن خود و تمامی اعضای خانواده ، می میرد.

از همه خوانندگان خواستاریم این پست را استثنائا جدی گرفته و موارد یاد شده را رعایت کنند تا همگی از داشتن دنیایی سبز و زیبا و عاری از PATS لذت ببریم.


 

نوشته شده توسط غضنفر قنیری در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 12:28 موضوع | لینک ثابت


قنبر به سربازی می رود ؛ غضنفر به سربازی نمی رود

 

به سلامتی سه کس

غریب و سرباز و بی کس

 

 

  ای ایها الناس ، کارمندان، دانشجویان، کارگران و آحاد فوج فوج بیکاران ( که درصدتان فرتی دارد کم میشود به لطف آمار! ) در داخل و خارج قنیرستان. به عرض حضور می رساند این بنده ی سراپا تقصیر، گردن نهاده ی به حکم تقدیر، سرفراز در اوج ذلت، خادم ملک و ملت ، واعظ میکده و منبر ، خاک پای شما : قنبر ......... ( اینجا تن صدا رو بیارین پائین) به سربازی خواهم رفت. (دوباره برو بالا) آری عزیزان ، خطاب به آن کوردلانی که میگفتند قنبر مگه تو هم سربازی داری؟ میگویم : « زهی خیالات خام؛  دارم و دارم خوبشو دارم ... دارم و دارم و خوبشو دارم و دارم و ... » بس است عزیزان. عجب بابا. خواهرا اینور، برادرا اونور ...

  عزیزان در این برهه ی حساس زمانی از نظر ما کائنات به دو دسته بیشتر تقسیم نمی شود : 1- موجوداتی که به سربازی می روند 2- موجوداتی که به سربازی نمی روند. ... ای بزرگواران ما خنده مان (ایضاً حرصمان) می گیرد هر وقت می بینیم این غضنفر فلان فلان شده کفالت پدر خود را که حتی قادر است یک دستی بالانس نیز بزند بعهده گرفته و اخذ معافیت کرده است. ما حاضریم شرط ببندیم ابوی گرام ایشان حتی آمادگی حضور در تیم فوتبال المپیک قنیرستان را هم دارد. آنوقت ما چون پدرمان شصت را پر نکرده باید پدرمان دربیاید؟! ای به زیر گل بروی شانس. به هر حال،  ملت رشید قنیرستان ما قول می دهیم تا وقتی ترقه ای در نشده است و تقی به توقی نخورده است از مال و جان و ناموس شما تا آخرین قطره خونمان محافظت کنیم. اما به مویتان قسم اگر حتی  سنگ ریزه ای از جانب ایادی کفر و استکبار این روسیاهان همیشگی تاریخ به جانب قنیرستان شلیک شد ، روی ما یکی حساب نکنید. ما  بشخصه اولین نفری خواهیم بود که سلاح سرد و گرم و زیر و رو را بر زمین گذاشته و بر سبیل فتوت تسلیم نیروهای دشمن تا بن دندان مسلح خواهیم شد. اگر فکر کرده اید ما نارنجک به خودمان می بندیم می خوابیم زیر تانک یا به شکم روی سیم خاردار دراز می شویم تا ملت بیاید از روی کتف و #ون ما رد شوند و به مواضع دشمن فرضی حمله ور شوند عارض می شویم نه عزیزان از این برنامه ها در سیستم ماااا ...چی؟... بگید.... نیست. گفتیم که بعدها گلایه ای نباشد. از غضنفر و قرناز خواسته ایم کرکره ی این دکان را بر اثر فراخی مزاج پائین نکشند تا اگر توفیق شهادت دست نداد به آغوش گرم شما بازگردیم. هر چند سعی داریم مطالبی را بوسیله شبکه های چند لایه جاسوسیمان برایتان ارسال نمائیم. در پایان از شما خواستاریم به حق این شب عزیز(فرق ندارد این مطلب کی به عرضتان برسد. خدا را شکر چیزی که در قنیرستان زیاد است شب عزیز!) دعا کنید ما بتوانیم یک تافل تووووپی بدهیم در این مدت تا بلکه مشمول پدیده ی شوم « فرار طنزها » شویم.  زیاده عرضی نیست.

بست ریگاردز

عبد المستدعی بالطافکم

القنبر القنیری

 

تاریخ اعزام به پادگان های نبرد حق علیه باطل : اسفند 86

خود پادگان نبرد حق علیه باطل : زرشک! از ما اسرار نظامی نشت نمیکند


 

نوشته شده توسط قنبر قنیری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت